گرامی باد خاطره ۱۶ آذر، روز د انشجو!

بار دیگر ۱۶ آذر، روز دانشجو، روز اعتراض گسترده دانشجویان ایران علیه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تسلط قدرتهای امپریالیستی به شئون توده ها، فرا میرسد. در چنین روزی، ۵۶ سال پیش، دانشجویان دست به تظاهرات ضد رژیمی وسیعی زده و انزجار وتنفر خود را از رژیم دست نشانده شاه و قدرتهای سلطه طلب امپریالیستی که حکومت ملی دکتر مصدق را سرنگون ساخته و رژیم کودتا را بر کشور مسلط کرده بودند، آشکار ساختند. رژیم شاه که از تظاهرات پر جوش و خروش دانشجویان، سخت به وحشت افتاده بود، به وحشیانه ترین وجهی تظاهرات دانشجویان را مورد یورش قرار داده و به ضرب و جرح آنها پرداخت. در نتیجه تیراندازی عمال رژیم، سه تن از دانشجویان مبارز دانشکده فنی - شریعت رضوی، قندچی، بزرگ نیا - جان سپردند. از آن تاریخ، ۱۶ آذر، بمثابه روز دانشجو، روز خیزش و عصیان دانشجویان علیه استبداد و خودکامگی، در دفاع از آزادی و دمکراسی و در اعتراض به تسلط امپریالیستها بر شئون کشور، در تاریخ مبارزات رهائی بخش خلقهای تحت ستم ایران، ثبت گردید.مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان دانشگاهها، علیه رژیم دست نشانده شاه، تا روز سرنگونی این رژیم ارتجاعی بدست توانای توده ها همچنان رزمنده و پر شور، ادامه داشت. بارها نیروهای سرکوبگر رژیم شاه، دانشکده ها را باشغال خود در آورده و به سرکوب بیرحمانه مبارزات حق طلبانه دانشجویان پرداختند.اما دانشجویان مبارز و آرمان طلب، هرگز دست از مبارزه علیه این رژیم خود کامه بر نداشتنه و پرچم پیکار آزادیخواهانه را در صحن دانشگاهها برافراشته نگه داشتند.

پس از سرنگونی رژیم شاه و بقدرت رسیدن رژیم ارتجاعی و قرون وسطائی جمهوری اسلامی که ماهیتی بغایت سرکوبگر و آزادی کش داشت، دانشجویان دانشگاهها پرچم مبارزه علیه این رژیم خودکامه را در دست گرفته و فریاد اعتراض خود را علیه جنایات ووحشیگریهای آن، بلند کردند. رژیم جمهوری اسلامی، این دشمن بی امان آزادی وآزاد اندیشی، در مقابله با جنبش اعتراضی رو به رشد دانشجویان، به توطئه ننگینی دست یازیده و بنام « انقلاب فرهنگی» به تعطیل دانشگاهها مبادرت ورزید. این تمهید ارتجاعی که نهایت عجز وناتوانی رژیم را در مقابله با جنبش دانشجوئی، نشان میداد، نتوانست جلو جنبش اعتراضی دانشجویان آزاده و مبارز دانشگاهها را بگیرد. به محض اینکه دانشگاهها دوباره گشایش یافتند، مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان در شرایط بدترین ترور و اختناق در صحن دانشگاهها، از سر گرفته شد. تداوم مبارزات ضد رژیمی دانشجویان، در سال ۱۳۷۸، منجر به خیزش پر شکوه ۱۸ تیر گردید که طی آن دانشجویان در تهران و دیگر شهرها بپا خاسته و طی تظاهرات و جنبشهای وسیع اعتراضی، خشم و تنفر خود را علیه رژیم سرکوبگر، آشکار ساختند. در تهران، تظاهرات ضد رژیمی دانشجویان از صحن دانشگاهها به خیابانهای اطراف گسترش یافته و ابعاد وسیعتری پیدا کرد. دانشجویان شعارهای محکم ضد رژیمی سر داده و انزجاربیحد وحصر خود را از رژیم کشتار و جنایت، آشکار ساختند. رژیم که از خیزش قهرمانانه دانشجویان سخت بوحشت افتاده بود، بمنظور جلوگیری از گسترش دامنه مبارزات دمکراتیک آنها، بوحشیانه ترین و جهی به سرکوب این مبارزات پرداخته و فریاد حق طلبانه دانشجویان بپا خاسته را با بیرحمانه ترین اعمال ضد بشری، پاسخ داد. در نتیجه تهاجم عمال سرکوبگر رژیم، هزاران تن مجروح گردیده و حد اقل یک تن به قتل رسید. جناحهای مختلف رژیم، هراسناک از گسترش دامنه مبارزات دانشجویان و پیوستن توده های محروم و زحمتکش باین مبارزات حق طلبانه، اختلافات خود را کنار گذاشته و فعالانه در سرکوب مبارزات دانشجویان، شرکت کردند. خاتمی مزور، رئیس جمهور رژیم، دانشجویلن را مشتی اخلالگر و اراذل و اوباش نامیده و دست در دست خامنه ای جلاد، به سرکوب مبارزات آنها، پرداخت.

از سرکوب جنبش ۱۸ تیر تا بامروز، مبارزات دانشجویان علیه رژیم دشمن آزادی، همچنان پرشور و پر توان، ادامه داشته است. هر روز که از عمر ننگین رژیم قرون وسطائی حاکم میگذرد، این مبارزات حق طلبانه، گسترش بیشتری مییابد. واقعیت اینستکه تضاد دانشجویان با رژیم خودکامه جمهوری اسلامی، تضادی آشتی ناپذیر بوده و تا این رژیم ارتجاعی به زباله دان تاریخ افکنده نشده است، مبارزات ضد رژیمی دانشجویان همچنان ادامه خواهد داشت. تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی، کلیه آزادیهای دمکراتیک از دانشجویان سلب شده و ترور و اختناق مرگباری در دانشگاهها، حکومت میکند. رژیم با اشاعه و ترویج خرافات و تاریک اندیشی قرون وسطائی، جلو گسترش دامنه دانش و آگاهی را گرفته و با اعمال بدترین سانسورها، سخت میکوشد سکوت گورستان را در دانشگاهها حکمفرما سازد. دانشجویان که با مطالعه و کتاب سرو کار دارند با بررسی تاریخ و در مد نظر داشتن آنچه در کشور میگذرد و بمثابه انسانهائی فعال و پر انرژی و آزاد اندیش، بماهیت عمیقا ارتجاعی و ضد مردمی رژیم پی برده و فعالانه در جهت سرنگونی سلطه این رژیم کشتار و جنایت، مبارزه میکنند. دانشجویان در مبارزه بی امان درراه آزادی و دمکراسی و رهائی جامعه از چنگال رژیم آزادی کش، ترس و واهمه به خود راه نداده و اعمال سرکوبگرانه رژیم را با پا فشاری در مبارزه و تشدید حرکتهای اعتراضی، پاسخ میدهند.

اینک، مبارزات پر خروش ضد رژیمی، سر تا سر دانشگاههای ایران را فرا گرفته است. در خیزشها و مبارزات گسترده و خونین اخیرکه بدنبال انتخابات رسوا و فرمایشی ریاست جمهوری رژیم و تقلبات فاحش در امر انتخابات، بوقوع پیوست و طی آن دهها تن از مبارزین بدست جنایتکاران بسیجی و دیگر عمال سرکوبگر رژیم، کشته شدند، دانشجویان دانشگاهها نقش موثری داشته اند. هزاران تن از دانشجویان، در تهران و دیگر شهرها در تظاهرات توفنده توده ها شرکت کرده و خشم و انزجار خود را علیه رژیم فریبکار و دروغ پرداز ، آشکار ساختند. پس از ۶ ماه که از خیزش اخیر ضد رژیمی توده ها میگذرد و با تمام درندگی و وحشیگری که رژیم جنایتکار در سرکوب این خیزش عظیم توده ای، نشان داد، مبارزات حق طلبانه دانشجویان همچنان از رشد و ارتقا قابل ملاحظه ای بر خوردار است. روزی نیست که دانشجویان در این یا آن دانشگاه بپانخاسته و سلطه ننگین رژیم را بمبارزه نطلبند. روزی نیست که تظاهرات اعتراضی در این یا آن دانشگاه برگزار نشود. گذشت سالها، ناتوانی کامل رژیم خود کامه را در خلاصی از چنگ خشم و انزجار دانشچویان مبارزو بپاخاسته، آ شکار ساخته است.

در سالگرد ۱۶ آذر ۱۳۳۲، با گرامیداشت خاطره پر شکوه دانشجویانی که در ۵۶ سال گذشته، در راه آزادی و در مبارزه علیه استبداد و خود کامگی، جان باخته اند، لازم میدانیم توجه کلیه مبارزین را به نکته مهمی که در پیروزی یا شکست مبارزات خونین توده ها نقشی عمده بر عهده دارد، جلب کنیم.چنانچه میدانیم رژیم جمهوری اسلامی، بمثابه رژیمی آدمکش که زالو صفت از خون کارگران و زحمتکشان ایران، ارتزاق میکند، از جناحها و دارودسته های مختلف تشکیل یافته است. در طول ۳۰ سال گذشته، دعوا وکشمکش بین این جناحها، همواره وجود داشته است. اما با تمام دعواو کشمکشی که این جناحها باهم دارند، آنها در سرکوب مبارزات توده ها و حفظ موجودیت پوشالی رژیم، همواره با هم تشریک مساعی و همکاری داشته اند. در حال حاضر، در شرایطی که بحران اقتصادی و سیاسی در کشور هر روز شدت بیشتری پیدا میکند و مبارزات توده ها علیه رژیم از رشد و شکوفائی قابل ملاحظه ای بر خوردار است، تضاد و کشمکش بین جناحهای متخاصم رژیم، افزایش هر چه بیشتری پیدا کرده است. «اصلاح طلبان» حکومتی و برخی از سردمداران رژیم از آنجمله : کروبی، میر حسین موسوی، رفسنجانی و خاتمی بمقابله با زیاده طلبیهای دارو دسته خامنه ای - احمدی نژاد پرداخته و بمنظور جلب افکار عمومی و منحرف ساختن مسیر مبارزات خونین توده ها، مزورانه در لباس آزادیخواهی و احترام به حقوق بشر، ظاهر شده اند.

دانشجویان مبارز وبپاخاسته که با یکی از جنایتکارترین رژیمهای موجود در جهان در نبرد مرگ و زندگی هستند، باید صفوف خود را از « اصلاح طلبان» حکومتی و امثال میر حسین موسوی و کروبی منزه نگه داشته و قاطعانه علیه کلیت رژیم جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته، مبارزه کنند. در واقع امر، سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی توسط توده های زحمتکش، نخستین گام در جهت استقرار آزادی و دمکراسی در کشور، میباشد. دانشجویان مبارز باید بدانند و این را بسیاری از دانشحویان آگاه هم اکنون میفهمند که امثال میر حسین موسوی و کروبی، بوئی از آزادی و دمکراسی نبرده و دستشان تا مرفق بخون آزادیخواهان ودگر اندیشان، آغشته است. با رفتن احمدی نژاد و آمدن موسوی، کوچکترین تغییری در ماهیت رژیم، بمثابه رژیمی ضد مردمی و آزادی کش، بوجود نمیآید. میرحسین موسوی، در صیانت از سلطه ننگین رژیم، فرق ماهوی با جنایتکارانی همچمون خامنه ای و احمدی نژاد که اینجنین بیرحمانه خون مبارزین را بزمین میریزند، ندارد. در سال ۶۷، در کشتار هزاران تن از زندانیان سیاسی، میر حسین موسوی سمت نخست وزیری رژیم رابعهده داشت و از مشاورین بسیار نزدیک خمینی جلاد بود. در آن روزگارانی که از همه جا خون میبارید و جوانان مبارز، بیرحمانه توسط رژیم جنایتکار، سلاخی میشدند، میرحسین موسوی نه از آزادی دم میزد و نه ایرادی به عملکرد رژیم آدمکش داشت. او در آن دوران، بمثابه عنصری موثر و پر نفوذ، در جنایات و آدمکشیهای رژیم شرکت کرده و در سرکوب مبارزات توده ها و اعدام آزادیخواهان، فعالانه با خمینی و دیگر جنایتکاران، همکاری میکرد. دعواها و کشمکشهای جناحهای متخاصم رژیم در حال حاضر، بهیچوجه بخاطر آزادی و منافع توده ها نیست. دعوا بر سر هژمونی و برتری داشتن در ارگانهای قدرت است. دعوا بر سر آنست که کدام جناح رژیم، سرکردگی را از آن خود ساخته و در تاراج هستی زحمتکشان، سهم بیشتری داشته باشد. اینک که رژیم بغایت ارتجاعی و پوسیده جمهوری اسلامی در سراشیب سرنگونی و نابودی افتاده است، میر حسین موسوی، خاتمی، رفسنجانی، کروبی و امثالهم به این علت فعالانه در صحنه ظاهر شده اند که در عین کسب هژمونی در رژیم و پائین کشیدن دارو دسته رقیب، این رژیم ضد بشری و جنایتکار را که بوی تعفن آن، جهان را پر کرده است، از سرنگونی حتمی بدست توده ها نجات دهند. تنها راه برای تمام کسانی که در جهت آزادی و دمکراسی و علیه ظلم و استبداد قرون وسطائی مبارزه میکنند و از آنجمله برای دانشجویان مبارز و بپاخاسته، تشدید مبارزه رهائیبخش علیه کلیت رژیم، تمیز نگهداشتن صفوف خود از«اصلاح طلبان» حکومتی و برقرار ساختن پیوند محکم با کارگران و توده های محروم وزحمتکش میباشد. مبارزات دانشجوئی تنها در پیوند محکم با مبارزات گارگران و زحمتکشان، میتواند در سرنگون ساختن پیکره استبداد و ارتجاع سهم موثری بازی کرده و به خواستهای عادلانه خود، دست یابد. شعار رزمنده مستحکم باد پیوند کارگران با دانشجویان، شعار کلیدی است که ضرورت دارد دانشجویان مبارز وآزادیخواه که اینچنین قهرمانانه علیه رژیم جمهوری اسلامی میرزمند، در سرلوحه مبارزات ترقیخواهانه خود، قرار دهند.

سازمان دمکراتیک - ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان

آذر ماه ۱۳۸۸