| رژیم جمهوری اسلامی، در سراشیب سرنگونی ! |
|
|
|
|
دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، پس از تنفیذ و تحلیف و هزار حقه و کلک دیگر، شروع میشود. دوره جدید ریاست جمهوری این دشمن بی امان آزادی، زمانی آغاز میشود که دعوا و کشمکش بین جناحهای مختلف رژیم – مافیا های قدرت – بحد اکثر خود رسیده و بخشی از رژیم، عملا بخش دیگر را کنار گذاشته است. بخش کنار گذاشته شده نیز، برای پیشبرد اهداف خود و پس راندن حریف، سخت مشغول توطئه و تبانی است. احمدی نژاد که با تقلب آشکار در انتخابات فرمایشی، ریاست جمهوری رژیم خودکامه را از آن خود ساخته است، در شرایطی در مجلس مزدوران و آدمکشان، در مراسم تحلیف، شرکت میکند که در بیرون از ساختمان مجلس، توده های بپاخاسته و مبارز، با سردادن شعارهای کوبنده ضد رژیمی، مخالفت شدید خود را با احمدی نژاد و خامنه ای و کلیت رژیم کشتار و جنایت، آشکار میسازند و فریاد مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای، هر چه رساتر، بگوش میرسد.
نیروهای سرکوبگر رژیم، از بسیجی تا لباس شخصی، به وحشیانه ترین وجهی به سرکوب این مبارزات حق طلبانه پرداخته و مذبوحانه میکوشند از فرو ریختن حتمی پایه های سلطه جابرانه رژیم جمهوری اسلامی بدست توده های بپاخاسته و خشمگین که در همین چند هفته گذشته، بسیاری از عزیزان خود را از دست داده اند، جلوگیری بعمل آورند. با گذشت زمان، هرروز بر حدت و شدت مبارزات توده ها که در آن جوانان و زنان سهم شایان توجهی بعهده دارند، افزوده میشود. جنبش توده ای عظیمی که بدنبال اعلام نتایج انتخابات فرمایشی، آغاز شد، همچنان با صلابت و سرسختی و با دادن قربانیهای بیشمار، پیش میرود. این جنبش خونین ضد رژیمی که کلیت رژیم خود کامه جمهوری اسلامی را که شامل میر حسین موسوی، خاتمی، رفسنجانی و کروبی و دیگر« اصلاح طلبان» حکومتی نیز میشود، به تهران محدود نبوده و دامنه اش به اطراف و اکناف کشور هم میرسد. روزی نیست که توده های محروم و بستوه آمده از تعدیهای رژیم خود کامه، در این یا آن نقطه کشور، فریاد خشم و اعتراض خود را بلند نکنند. درواقع امر، جنبش عظیم ضد رژیمی هفته های اخیر، انفجار خشم و انزجار سی ساله توده های زحمتکش و محرومی است که در طول این سالهای زور و خود کامگی، چیزی جز استبداد و اختناق و استثمار و چپاولگری، از رژیم جمهوری اسلامی، ندیده اند. در این سی سال دردناکی که این رژیم قرون وسطائی، بر مقدرات توده ها حاکم بوده است، وضع معیشتی کارگران و توده های زحمتکش هر روز وخیمتر گردیده و ظلم و استثمار عنان گسیخته، دمار از روزگار زحمتکشان، در آورده است. در تمام اینمدت، کوچکترین نشانه ای از آزادی و دمکراسی در ایران وجود نداشته است. در سی سال گذشته، تمام دارودسته های تشکیل دهنده رژیم، با حبس و شکنجه و اعدام بفریادهای حق طلبانه توده ها، پاسخ داده اند. در طول اینمدت، دهها هزار تن از کمونیستها و دیگر عناصر آزادیخواه و دمکرات، توسط جلادان رژیم اعدام شده و زندانها و شکنجه گاهها، همواره مملو از مبارزین و انسانهای شرافتمندی بوده است که فریاد اعتراض خود را علیه ظلم و خود کامگی، بلند کرده اند. «اصلاح طلبان» مزوری که اینروزها به مشتاق ترین مدافعین آزادی و دمکراسی مبدل شده اند، سهم عمده ای در تمام جنایات و آدمکشیهای رژیم جمهوری اسلامی، بعهده داشته اند. اینک پس از سی سال تسلط شوم ارتجاع، مبارزات حق طلبانه توده ها، هرچه بیشتر تشدید یافته است. تردیدی نیست که این مبارزات تا زمانیکه رژیم پوسیده جمهوری اسلامی، به زباله دان تاریخ افکنده نشده است، همچنان، پر شور و پر حرارت، ادامه خواهد یافت. در دوره دوم ریاست جمهوری خود، احمدی نژاد متقلب و جنایتکار، خامنه ای آدمکش و دیگر سردمداران رژیم خود کامه، خواب راحتی نخواهند داشت. در پروسه این مبارزه سهمگین و خونین که به سرنگونی رژیم ضد مردمی، منجر خواهد شد، هرچه بیشترماسک تزویرو عوام فریبی از چهره کریه «اصلاح طلبان» حکومتی نیز برداشته خواهد شد. مبارزه عظیمی که میلیونها انسان محروم و ستمدیده، امروز، در آن شرکت دارند، مبارزه ای سرنوشت ساز در جهت سرنگونی کلیت رژیم جمهوری اسلامی میباشد. دراین مبارزه پر شکوه توده ای، هر یک از جناحهای بورژوازی، سخت در تلاش و تکا پواست که بر دیگر دارو دسته های بورژوازی، سبقت جسته و در راس پیکار خونین توده ها، قرار گیرد. طیفهای مختلف بورژوازی، جهت نیل باهداف خود، وعده ووعیدهای دلفریب به توده ها داد ه و سخت میکوشند توده ها را بالطاف و مراحم خود، امیدوار سازند. آنها خود را صادق ترین طرفداران کارگران و زحمتکشان و مشتاق ترین عاشقان شیفته آزادی و دمکراسی قلمداد میکنند و در وفاداری خود به آمال و آرزوهای توده ها، از هیچ دروغگوئی،ابائی ندارند. اما این وعده و وعیدها، همانطور که تاریخ، بارها در ایران و در سر تاسر جهان، نشان داده است چیزی، جز حرفهای پوچ و توخالی نبوده و هدفی جز فریب توده های زحمتکش، دنبال نمیکند. بورژوازی مکار، بمحض کسب قدرت سیاسی از طریق جلب حمایت توده ها، دامنه آزادیهای دمکراتیک را هرچه بیشتر محدود ساخته و در تحکیم پایه های سلطه طبقاتی و استثمارگرانه خود، سرکوب بیرحمانه مبارزات و اقدامات مستقل کارگران و دیگر تهیدستان و زحمتکشان را، در سر لوحه اعمال ضد انقلابی خود، قرار میدهد. نیروهای انقلابی مدافع منافع کارگران و زحمتکشان، هرگز نباید، تحت هیچ شرایطی، فریب وعده ووعیدها و لفاظیهای بورژوازی را خورده و بدنباله روان این یا آن جناح بورژوازی، مبدل شوند. بورژوازی، بدون استثمار کارگران و زحمتکشان، نمیتواند به حیات انگلی خود، ادامه دهد. امر رهائی کارگران و توده های تهید ست جامعه، تنها بدست خود آنها میتواند عملی گردد. کمونیستهای صادق و کلیه نیروهای انقلابی در لحظه های حساس کنونی که زندگی آینده جامعه، رقم زده میشود، نباید لحظه ای نیز از اندیشیدن در جهت پیشبرد نظریات انقلابی، مبارزه با بورژوازی و خط مشی های سازشکارانه در درون جنبش «چپ» و کوشش در جهت سازماندهی طبقه کارگر، غفلت ورزند. امروز، فرصت طلبانی در جنبش چپ و کمونیستی ایران، پیدا شده اند که لباس «سبز» موسوی را بر تن کرده و با این بهانه که با کار در داخل « سبز»ها، قادر خواهند بود بارتقا سطح آگاهی توده های جوان یاری رسانند، منافع پرولتاریا را در معرض خرید و فروش قرار میدهند! این عناصر سازشکار، با این بهانه ها و استدلالهای واهی، آگاهانه، به منافع زحمتکشان، خیانت میکنند.تشدید مبارزات طبقاتی در جامعه و رشد و شکوفائی پیکار توده های بپاخاسته، سازمانها و عناصر سیاسی را نه آنچنانکه خود ادعا میکنند، بلکه آنطور که هستند، آشکار میسازد. آنهائیکه طی سالها، بدروغ، نام چپ و کمونیست بر خود نهاده بودند، امروز در داخل صفوف «سبز»ها بمثابه خادمین سرمایه و دشمنان منافع پرولتاریا و همچون عناصر واداده ای که هدفی جز منافع شخصی و گروهی دنبال نمیکنند، ظاهر میشوند. باید ماسک تزویر و ریا را از چهره کریه این قبیل «چپها» برداشت. باید بتوده ها گفت که این مدعیان دروغین کمونیسم که لباس « سبز حسینی» موسوی بر تن کردن را، تاکتیکی برای پخش و اشاعه روشنگری در بین توده های جوان و ناآگاه قلمداد میکنند، هدفی جز دنباله روی از «اصلاح طلبان» حکومتی یعنی بخشی از رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، تعقیب نمیکنند. این قبیل عناصر خود فروخته، در حقیقت امر، تحکیم کنندگان پایه های لرزان و پوسیده رژیم قرون وسطائی جمهوری اسلامی میباشند. در زمان سلطه رژیم ارتجاعی شاه نیز «چپ» هائی بودند که در داخل و خارج از کشور، سر سپردگی به رژیم شاه و خیانت آشکار بمنافع زحمتکشان را به مثابه کار «انقلابی» و سازنده در درون رژیم، جهت خدمت بمنافع کارگران و زحمتکشان، وانمود میکردند و بیشرمانه بامیال رژیم و ساواک، یاری میرساندند. امروز،در شرایط سیاسی دیگری، برخی از «چپ» های سازشکار، همچون «چپ» های خود فروخته زمان شاه،خدمت بامیال بورژوازی و بخشی از رژیم جمهوری اسلامی را، و قیحانه، توجیه میکنند. از دید یک انقلابی پیگیر و یک کمونیست صادق ووفادار بمنافع کارگران و زحمتکشان، دارو دسته موسوی و خاتمی و رفسنجانی، کوچکترین فرق ماهوی با دارودسته جنایتکارانی نظیر خامنه ای و احمدی نژاد،ندارد.همه این دارودسته ها، جنایتکاران حرفه ای و دشمنان بی امان آزادی و دمکراسی میباشند.تمام آنها در آدمکشیها و ستمگریهای ۳۰ سال گذشته شریک بوده و در حال حاضر نیز، هدفی جز صیانت و پاسداری از موجودیت ننگین رژیم جمهوری اسلامی، دنبال نمیکنند. کمونیستها باید در این شرایط حساس در تاریخ مبارزاتی کشور، صف مستقل خود را داشته باشند. آنها باید، قاطعانه علیه «اصلاح طلبان» حکومتی و دیگر دشمنان امر آزادی، اتخاذ موضع، کنند.آنها باید در عین مبارزه آشتی ناپذیر با کلیت رژیم جمهوری اسلامی، توده ها را از ماهیت ننگین و عوامفریبها و شیادیهای «اصلاح طلبان» حکومتی، آگاه سازند. تنها از اینطریق است که نیروهای انقلابی میتوانند بامر رهائی پرولتاریا و زحمتکشان، استقرار دمکراسی واقعی در کشور و پایان دادن باستثمار انسان از انسان، یاری رسانند. سازمان دمکراتیک – ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان www.rahesorkh.org |
| < بعد | قبل > |
|---|